تبليغاتX
شب نوشت سعید (خبرنگار ورزشی) - من اومدم/ مسافرت کاری بسار خوبی داشتم و مفید/ اما الان که دارم می نویسم ناراحتمو خوشحال
دل نوشته ها، خاطرات و اتفاقات روزانه ورزشی و غیر ورزشی سعید صادقی مقدم

چند روزی که تهران بودم در کنار اساتیدم کفیلی و دوستارگان، دوستان و همکارانم آقایان نعمتی و فعالیان و خانمها حسن پور، سبزعلی، ستاکه، کریمی و روزبهانی (امیدوارم نام همه رو اورده باشم و البته صحیح) چیزهای زیادی یاد گرفتم. اونجا به رییس قبلیم هم سر زدم. با رییس بزرگ هم ملاقات داشتم.

هر روز از صیح تا شب سازمان بودم به غیر از سه شنبه که تعطیل بود و به همراه خانواده اقواممون رفتیم لواسون و تا عصر اونجا بودیم. بعدش منو رسوندن سازمان و تا شب اونجا بودم. خونه اقواممون شده بود برام خوابگاه.

به هر حال من که برای خوش گذرونی نرفته بودم ولی خوش گذشت. راستی اینم بگم که هم در مسیر رفت و هم برگشت از لحظه ای که سوار قطار شدیم تا وقتی که رسیدیم به مقصد رو تخت طبقه بالا خواب بودم.

در ضمن دیروز صبح رسیدم ولی دیشب حال نوشتن نداشتم. الانم که اینجام خیلی خسته ام چون هم بعد از ظهر ورزشگاه بودم و نهار و شامو با هم خوردم و هم چند تا خبر و مصاحبه کار کردم که خیلی خستم کرد.

راستی یه مسئله خانوادگی هم برام پیش اومد که فکرمو به اون مشغول کرد. نمی دونم خوشحال باشم یا ناراحت اما فعلا خیلی ناراحتم و تو فکر. (خوهشا نپرسید چیه) شاد باشید و پیروز. یا حق 

نوشته شده توسط سعید صادقی مقدم در ساعت 22:6 | لینک  |